تازه داشتم سر میذاشتم
روی شونه هات که رفتی
تازه داشتم گل میکاشتم
روی گونه هات که رفتی
تازه داشتم با نگات جون میگرفتم
کام دل از چرخ گردون میگرفتم
تازه داشتم به امید مهربونیت
غصه از دل پریشون میگرفتم
تازه داشتی گل میگفتی
غصه هامو میشنفتی
شک نداشتممیگی آخر
توهم از چشام میافتی
نکنه رسیده اونروز
که نگاه ازم بگیری
واسه قربونی چشمات
زندگیمو نپذیری
کاشکی همدمم تو بودی
توی این خلوت خونه
بتو راز دل میگفتم
با زبونی عاشقونه
تو یه شبنمی که هر صبح
میاره هوای تازه
زندگی ناسازه اما
توبخوای بامن میسازه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.