مرا از این که میبینی در عشقم چه میخوام
از این آتش به جز یک مشت خاکستر چه میخوام
من از اوج نگاه تو به زیر پایت افتادم
بیا این اوج و این پرواز و این باور چه میخوام
مرا از این که میبینی پریشان تر چی میخوام
از این آتش به جز یک مشت خاکستر چه میخوام
من از اوج نگاه تو به زیر پایت افتادم
بگو دیگر عزیز من بگو دیگر چه میخواهی
بگو دیگر عزیز من بگو دیگر چه میخواهی
مرا بی خود به باران میبری با مستی چشمت
بیا این چشم ها این گونه های تر چه میخوایی
مرا بی خود به باران میبری با مستی چشمت
بیا این چشم ها این گونه های تر چه میخوایی
برای ادعای عشق اگر این سینه کافیست
بیا این تیغ و این شمشیر و این هم سر چه میخواهی
برای ادعای عشق اگر این سینه کافیست
بیا این تیغ و این شمشیر و این هم سر چه میخواهی
من آن فرهاد مسکینم که کوه از بهر تو کندم
بگو شیرین ترین رویام بگو دیگر چه میخواهی
من آن فرهاد مسکینم که کوه از بهر تو کندم
بگو شیرین ترین رویام بگو دیگر چه میخواهی
تمام این غزل با خون رگ هایم نثارت باد
تمام این غزل با خون رگ هایم نثارت باد
بگو دیگر عزیز من بگو دیگر چه میخواهی
بگو دیگر ای عزیز من بگو دیگر چه میخواهی
بگو عزیز من بگو دیگر چه میخواهی
بگو ای عزیز من بگو دیگر چه میخواهی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.