آخر قصه ست و تنهام مثل اول غصه تو دلم زده به صدام مثل اول
یادت میاد دلم مثل گذشته ها من موندمو تو و تنهایی و خدا
بارون گرفته و من موندم و یه ساز راسته که غصه ها میشن ترانه ساز
دلم میخواد این دفعه چیزی نگم برم کم طاقتی کنم شاید آروم شم یکم
چقدر دلم پره از این زمونه
شدم مثل اول یه ذره تنهاتر تو اول راهی من نفس آخر
بذار چیزی ازم یادت بمونه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.