در من خبری نیست سراسر شدهام تو
من میگذرم از دو جهان بخاطر تو
دل مست شد از روی تو آن دم که تو را دید
من چارهی عالم شدم و بیچارهی تو
جانم
خوش آمدی به قلب دیووانم
بیا طبیب من که بیمارم
که تن دهم به عشق تو یارم
جانم
چه خوش نشستی بر دل زارم
برای آغوش تو بیتابم
تو نازکنی نازت خریدارم
گل زیبای من
شب رویای من
هم نفسم ، هر نفسم با تو بهار است
دلبر ناز من
سر و سامان من
عطر خوشت بوی خوش دریا کنار است
جانم
خوش آمدی به قلب دیووانم
بیا طبیب من که بیمارم
که تن دهم به عشق تو یارم
جانم
چه خوش نشستی بر دل زارم
برای آغوش تو بیتابم
تو نازکنی نازت خریدارم
تو سری ، سرور و جانی
تو عزیزی تو جهانی
تو همان وسوسهی عشقی عزیزم ، تو همانی
تو شب شعر و جنونی
تو تب قبل قراری
به تو جان میدهم امشب اگر عشقم بگذاری
جانم
خوش آمدی به قلب دیووانم
بیا طبیب من که بیمارم
که تن دهم به عشق تو یارم
جانم
چه خوش نشستی بر دلِ زارم
برای آغوش تو بیتابم
تو نازکنی نازت خریدارم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.