آهنگ خونه اژدها از رضا پیشرو

آهنگ  خونه اژدها از  رضا پیشرو

آهنگ خونه اژدها

رضا پیشرو

در حال پخش: آهنگ اصلی
دانلود آهنگ اصلی
تعداد پخش : 0 تعداد دانلود : 0

متن آهنگ خونه اژدها از رضا پیشرو

دانلود آهنگ خون اژدها از رضا پیشرو

 

من توو اوجم

و یه صدایی مدام میگه پروازو به خاطر بسپار

من آرومم ، وقتی خودمم

وقتی از خودم بیرون میریزم

 

راحت ترم

ما نم نم نم قدم برمیداریم و میدونیم باید یه روز از جنگل رفت

پس بذار به درد بخوریم قبل از مرگ

رو سنگِ قبرم ننویس حرف از درد

 

مث ماهیا توو اقیانوس خواب میپلکی

اما حتی نمیتونی کمی آبدیده بشی

ما صاف میریم مریخ

که اگه زمین خراب شد به سمت سرخیا گاز بدیم بریم

 

خسته نمیشیم و آه نمیکشیم

بدون مرگو مثل گاز نمیشه دید

تنفس بکش تا آبدیده بشی

تووی راه پرتی که آسیبه یه ریز

 

یه روزی میرسه یه نامه به دستت

میفهمی توو آسمونا ستاره بی حده

بابا از حرمت مرده ها دیگه صحبت نمیکرد

واسه ملاقاتی بهش مهلت نمیدن

 

بهم میگه پسرم ، من و تو رو میبرن

به دیدن قدرت ، پس تو عرضتو نشون بده به کودن

بگو زندگی یه قمار گندست

من پرنده ام اینه شعار بن بست

 

مشکیا رو از روی اشتیاق

دور انداختیم نه از روی احتیاط

تو زندگی کردی از روی احتیاج

خدا نوره توو چشم کورِ خیلیا

 

ما آماده ایم که آوازه ای رو به گوش برسونیم و بالا بریم

اگه بهترین شدی که پاداش بگیر

یه روز پرنده میشی با بال های سفید

توو اوجِ آسمونیایی بالایی ببین

 

آدما چقد ول میدن بالای ستیز

هر چقدر دوری از اون

واسه همون عکس قلبته توو قلبِ لحظه

اگه روزی سوختی أ توو

 

برو جلو قصر شهرت و سربازاشو کن غرق عطرت

من مال یه زمونه دیگه ام

و از دشمنام برق شمشیرو پس میگیرم

روی ابر میشینم

 

از زمین و آدماش ترسی نی نه مرد

من وحشی میشم ، وقتی وحشی میشن

من یه دوست داشتم که حرف نمیزد

اون لال بود حرفامو قطع نمیکرد

 

من حرفاشو از روی قلبش دیدم

من حرفاشو از روی قلبش دیدم

روزا مثل باد میگذره و من دیگه مث قبل نیستم

پروازو به خاطر سپردم ، شاید بشم اهلی تر

 

همه حرفای قلبم با قدرت ، میشه سنگین تر

وقتی وزنش اندازه ی یه قلّست با من میشن ابریشم

روزا مثل باد میگذره و من دیگه مث قبل نیستم

پروازو به خاطر سپردم ، شاید بشم اهلی تر

 

همه حرفای قلبم با قدرت ، میشه سنگین تر

وقتی وزنش اندازه ی یه قلّست با من میشن ابریشم

کاشکی همه چی خواب بود برام

بیدار نمیشدم با کابوس شبا

 

توو این زندگی لجن دوتا راه بود الآن

لب پرتگاه من دنبال یاقوت بودم

و سختیا تو دنبال آسون ترا

و بازاری که میساخت بازم کابوس برام

 

اون هیچوقت جلو ظلم زانو نزد

تو توو خشکی واینسا و پارو نزن

مث بقیه اسیر صدامی چون جادوگرم

بین این مردم طاعون زده داغون تر از قبل

 

اون اژدهای خاموشِ آروم منم

سخته راه رفتن بدونِ راهنما

آدم پا گذاشتن رویِ باورام

تا الآن حتی توو خونمون نبود یه جا برام

 

اینجا حتی بهت دروغ میگن خانوادت و داورا

شب با امید به روز میدرخشیدم

فهمیدم زندگی مث رینگِ بوکسه

پس میشه وحشی شم

 

جنگیِ زخمی ام تا توو دلِ ترس میرم

دنیامو نمیتونن جا بدن تووی قابِ عکس

تا ریلکس کنم و توو جنگل بخوام راه برم

فقط زوزه ی گرگاست که بهم میگه نزدیک غروبه ظاهرا

 

توو دستمه فانوس و بین من و خدا

یه وجبه فاصلم

من از وقتی که فهمیدم اون با منه بعد نم نم نم

ساکمو جمع کردم و از این شهر رفتم تهش

 

چون هنوز که هنوزه خاطراتم بد خطن

من هنوزم اون آدم کله شق سرسختم

که با هر کی که در افتاد اون جلوش سر خم کرد

دَم خونم شانس اومد در زد رفت

 

سر بردن زندگیم شده حتی با شیطان شرط بستم

چون با خدا عهد بستم

روزا مثل باد میگذره و من دیگه مث قبل نیستم

پروازو به خاطر سپردم ، شاید بشم اهلی تر

 

همه حرفای قلبم با قدرت ، میشه سنگین تر

وقتی وزنش اندازه ی یه قلّست با من میشن ابریشم

روزا مثل باد میگذره و من دیگه مث قبل نیستم

پروازو به خاطر سپردم ، شاید بشم اهلی تر

 

همه حرفای قلبم با قدرت ، میشه سنگین تر

وقتی وزنش اندازه ی یه قلّست با من میشن ابریشم

نظرات


هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!