این درسته تسلیم آره تو هستی
گرفتی دیگه تصمیم و بارتو بستی
وقتی که بدترین خاطره هات
به تو میگه که دیگه باید خاتمه داد
سراسر وجودتو خدشه دار شد
شاکی از مادری که بچه دار شد
به این دنیا اومدی و شدی ناخوانده وارد
حالا هم که میخوای بشی نارانده خارج
کسی به زندگی تو وارد نشد
عمر تو به مو رسید و پاره نشد
ولی حالا خودت می خوای اونو پاره کنی
ولی دست نگه دار این کار تو نیست
میخوای بمیری تا که بدونن بلکه قدرت
یه شعر بنویسن رو سنگ قبرت
بگن حرفاش بین همه گم بود بیچاره
مثل جوک یکی سر خاکت کمپوت بیاره؟
فکرت میکنه دلو قانع
که جونت رو زمین گروگانه
ولی بس کن الان عصبی هستی
این نمیتونه باشه نظر اصلیت
تو میدونی که سکوت بدنت
برابره با شکست و سقوط وطنه
نرو ، که رفتنت دیگه بستن
در دفتر آینده هاست
تو میدونی که طلوع قدمت
به طرف مرگ یعنی غروب وطنت
بمون با من بتاز پاینده باش
آینده هارو با من بساز
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.