به بوی آخرین آجرم وفادارم
من بچه ی آوارم
نادیده بگیر از من ، من کوچه هام کوچیکه
اما اندازه ی دستای دنیا واست جا دارم
عمرم تولد تلخترین آمیزش
گهوارم همخوابگی ستون و ریزش
گرم بود بازار مصالح فروشیا
میدادن آزارم بیزار از بازارم ، من بچه ی آوارام
بو کن توو آثارم
از تو ملات نیمه جونم ، تورو فقط همراه دارم
با تو بی حدم یه رود ناقابلم
که نیست حتی سدی مقابلم
با دلم وایسادم صاف تو روی تلم
مویِ ول تو باد و باد تو موی ولم
رفتن و نم***ام ، من غمو نمیخوام
سوزن دوختن یقه مو نمیخوام
حق من چیزی جز نفس های تو نیست
اگر جز اینه حقمو نمیخوام
با دلم وایسادم صاف تو روی تلم
مویِ ول تو باد و باد تو موی ولم
اندازه خواستنم کشیدم دستاتو
قبل نرفتنام کشیدم پاهاتو
قد قله ی غرورم دیدم اشکاتو
قد سوزنم کشیدم دردهاتو
با دلم وایسادم صاف تو روی تلم
مویِ ول تو باد و باد تو موی ولم
دخترم تو آخرین ناجی پاکی منی
با تو مث قطره آب توو رود گِلم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.