آهنگ تئاتر سایه ها از علی سورنا

آهنگ  تئاتر سایه ها از  علی سورنا

آهنگ تئاتر سایه ها

علی سورنا

از آلبوم: کویر

در حال پخش: آهنگ اصلی
دانلود آهنگ اصلی
تعداد پخش : 44 تعداد دانلود : 10

متن آهنگ تئاتر سایه ها از علی سورنا

وسط کویر چندتا خونه ست

همون شهر سوزانِ راه بیقدم

شهری ازجنس قهر

شهری ازجنس سایه های بی اثر

 

بعد اولینِ جاده های بیرمق

میدون چهارم خونه کشاورز

جایی که لباس آسفالت می شه پاره

وسط کوچه هاو زاغه های بی نفس

 

بعد یه در دولنگه ضد زنگی

حیاطی با کفی سنگی

کودکیه من گوشه ی اتاق

مشغول تماشای تئاتر سایه هاست

 

با بغضی به سنگینی سایه ی یه زن

زیر سنگینی دستورو اراده یه مرد

من اشک سایه هارو دیدم

آفتاب متهم مایل به مرگ

 

پدرم شاهرگ خیابونارو خال کرده بودرو بازوی چپش

یه هرگز نمیر مادر تلخ

که بی مادری رو می کنه غم آلوده ترش

شاید واس همینه که مادر و بفهمه تو چشمای من

 

زیر امضای سرده پدر با یه نه میشه رد

مادرم نگاهش استخونیتر از گونه هاش

هیچی نیست تو صداش

لباسش انگار بود چادر حجابش

 

پهن رو بی مرامی استخون شونه هاش

من کنار دیروز کناره فردا

کنار همه آرزوهای بیگناه

چهار تماشا گر اعدام آفتابیم

 

چهار قاضی اتهام سایه ها

من از اون کوچیدگانم به درون

توی نقب به دلم با رنگ زبون

منم آخرِ زرده خزون

 

نادون بی امون دلنگرون

که باد تمومه خونم برد

آشیونم خرد توویه جنگ تموم

عشق نفرت می شد و تنم

 

زیر نگاه سرد سایه های متهم

هم مردنیترین هجای شعر من بود

قاتل همسایه های متهم

این بیرون سایه ها کشیده ترن بابا

 

من که فقط مخاطب این نمایشم

دیوار پشتم انقدی بدون سایه س

که شک میکنم حتی به حضور و بودنم

گاهی دوتا دست سر می خورد تو هم

 

دوتا دست که ازهم پر میشد بزرگ میشد

با غروب خورشید تووی پرده ی بعد گرگ می شد

من از دیدن تئاتر گرگ هارو‌ دیوار

بیمارتر شدم از امنیت مردم

 

بیمارتر شدم از امنیت مردم

یه هیولا جلوم یه شبنم و می خورد

وقتی دونه ی اشک‌ کوچیکم و ‌میخوردم

یه دختر که موشو میتراشن آی نزنید

 

اونهمه آرزوشه موهاش

یه سایه تموم معصومیت من بود

میبینی پدر پاشیدم آره

سایه زندگیم تو دست باد وحشی

 

به سیلی روزگار خندید

غبار نفرت سایه های مادر

میکنه پایان این تئاتر رو ‌زخمی

من کناره دیروز کنار فردا

 

کناره همه آرزوهای بی گناه

چهار تماشا گر اعدام آفتابیم

چهار قاضی اتهام سایه ها

من از اون کوچیدگانم به درون

 

توی نقب دلم با رنگ زبون

منم آخر زرده خزون

نادون بی امون دلنگرون

که باد تموم خونمو برد

 

آشیونمو خورد توی جنگ تموم

نظرات


هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!