وقتی که حق هنوز تو چنگ ناحقه
وقتی که روز و شب تاریک مطلقه
وقتی که مادرم هی آه می کشه
شب چادر سیاه رو ماه می کشه
وقتی دل پدر یه چند سالیه
از غم پره ولی دستاش خالیه
وقتی دنیای دورت ظاهرا قاتله
انسانیتم خیلی وقته باطنا باطله
خستگی تو چهره ها کاملا واضحه
ایران مرد بده غالبا فاتحه
وقتی فقر و فساد جامعه واسه تو معنا نداره
هرکی می اد و رییس می شه و برنامه واسه فردا نداره
وقتی همه به فکر اینن بمونن اگه نفت داره پیشت
وقتی ایران تو شوک می ره و تجاوز به یه هفت ساله می شه
خودمونو به یه در دیگه زدیم ولی دلیلی که درد داره اینه
وقتی وجدان نداری و راه مفت خوری از راه دینه
آمنه چشاش سوخت و قربانی اون اسید پاشیه
وقتی آتنا کشته می شه و توی اخبار نرید حاشیه
ایران مرد لاشخورا تن به تنن تو جنگ فرصت
ایران مرد لاشخورا می زنن به سینه سنگ قدرت
ایران مرده دیگه مرد آره ایران یه پاش زیر درده
ویران شده که جوونی نیستو ایران یه مشت پیرمرده
وقتی رسانه می گه کلی نشر دروغ
اونور پدری از بدهی کلیه شو فروخت
وقتی می بینی تو زندانه هرچه مرده
صفر اختلاسو نمی دونی در چه حده
آری ایران من مرد و دیگه جونی تو مرده نیست
وقتی که دیگه حتی نونی تو سفره نیست
وقتی که به جای نون می گن خونو به جون بلیس
نگاه بچه بهت می گه بابا بمون بایست
مثل چروک رو دست یه پیرمرد
مثل یه نقشه از جغرافیای درد
مثل یه بچه که تنها بزرگ شد
اونقدر کار کرد تا اینکه گرگ شد
خستم مثه کسی که زندگیشو باخت
اونکه همی شه سوخت اونکه همی شه ساخت
حتی خدا منو یاری نمی کنه لبخند می زنه کاری نمی کنه
دزد ایران من بردو پس ایران من مردو
از ایران من ایمان من ویرانه گر خوردو
چه خوب بود احترام بذارن ایمان هر قوم رو
نه واسه یه دیش بالا برن دیوار مردم رو
صبح پارتی بازی و شبا هم که می دی خوراک ویسکی
تو هم یه روزی می ری و سرکوب می شی خدا که نیستی
بدون این مردم درسو پس دادن و خام قبلی نیستن
این مردم قصد و مست دارن رو خان بعدی بی شک
ببین بارونه کارتون خوابه زیر کارتون خیسه
کارش چیه توی زباله می گرده پی کارتون و کیسه
یه مشت می وه های گندیده رو ورمی داره واسه زنو بچه
منو تو هم می دونیم که خیلی عوضیه رسم زمونی گرچه
ببین منو تعطیلیمو تو باید آقازاده باشی در کل
اونوقت پارتی بذار و بزن بی خونواده حاجی الکل
باید امی د داشت و فکر کرد تا که درد درونت قطع شه
منو تو هم می دونیم که خیلی عوضیه رسم زمونه گرچه
آری ایران من مرده وقتی تو مشت بیگانم
وقتی یه عده شدن ضد کوروش و ایرانم
وقتی مردم این روزا به جون هم سوارن
وقتی مردم این روزا دیگه نون شب ندارن
آری ایران من مرده به بیگانه برخورده
از ایران من ایمان من ویرانه گر خورده
وقتی مردم این روزا مثل بیمار سرخورده
خراب روزگارن گویی دیوانه سنگ خورده
خستم مثه کسی که زندگیشو باخت
اونکه همی شه سوخت اونکه همی شه ساخت
حتی خدا منو یاری نمی کنه لبخند می زنه کاری نمی کنه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.