خود شرابی نابی جوابی حسی که من میکشه تا زنده بمونم
حال من اینه کاره تو همینه این باد و به طوفان بکشونم
خود خیالی دوری محالی از فکر تو مستم که به سرگیجه رسیدم
هم بیقرارم هم دل هره دارم هر شب پی تو خوابتو دیدم
چه هوایی چه حالی نفس دوباره من
من و این حاله خوب و هوس به تو رسیدن
تو کمی ولی همه منی من
تو چه زیبایی ای عشق تو که همه جنونی
من و با این بهونه بگو به چی میرسونی
تو غمی ولی همه ی منی من
تو که هرجا بری لب دریا بری به عطش میرسی ای دل
به خیال خودت نه سراب نه خواب به همه اش میرسی ای دل
چه هوایی چه حالی نفسه دوباره ی من
من و این حاله خوب هوس به تو رسیدن
تو کمی ولی همه منی من
تو چه زیبایی ای عشق تو که همه جنونی
من و با این بهونه بگو به چی می رسونی
تو غمی ولی همه منی من
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.