متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته میشود.
پنجره ها فرصت دیدار من او تو بودن پوله و بوری واسه احساس من او تو بودن پنجره ها بست شدن دلائی ما خست شدن هر روز از صب تا غروب کنج خونه میشینم خیره میشم به پنجره شاید تو رو ببینم پنجره ها بانه میشن اتا باس یه لذر تفلی دل عاشق من تو تنهایش میلرذر پنجره انصافت و خوب دیگه دارم میمیرم خست شدم از بی کسی تو چنگ قم اصیرم پنجره باشو تا بازم ازیزم و ببینم آخه تا کهی تو تنهایی منتظرش بشینم آخه تا کهی تو تنهایی منتظرش بشینم آخه تا کهی تو تنهایی منتظرش بشینم پنجره منو ببخش اگه صدام بولند بود اگه فریاد زدم و حرفام یه زر تند بود پنجر دست خودم نبود خدا میدونه آخه من چه کار کنم دارم میشم دیبونه پنجر بست دیگه باشو بذار ببینم آخه تا که باید اینجوری یجا بشیدم پنجر بست دیگه سزندی روی همون پنجر گریه داره کور می کنه چشمون پنجر انصافت و کور دیگه دارم می میرم خسد شدم از بی کسی تو چنگ قم اصیرم پنجر باشو تا بازم ازیزم و ببینم آخه تا که تو تنهایی منتظرش بشینم آخه تا که بازم ازیزم و ببینم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.