متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته میشود.
مربق سابس این درد خود از این که که مرد خود بردن از این همه قم و درد چدایی نمیدون استم انقدر بی وفایی یه روزی آمده از درد چدایی از درد چدایی یه روزی آشقم بودی یه حالا نمیدونم کجا رفتی کجایی ای وای از این همه دروغه آشقونه از احساسی که هم رنگ خزونه از اشکایی که به پای تاریختم از این نامردی های این زمونه منو به کی پروختی مهربونم تو چه میگفتی من از آسمونم کی اومد که یهو از من بریدی آخه جونتو بست بود به جونم منو دادی که چی به جام بگیری چه کار کردم که فکر دی هستیری چی میخواستی از ام که من نداشتم تو که میگفتی من به خام میمیری این دریات و دلم دل شور دارم همش دل هور دارم این دریات و دل شور دارم این دریات و دل شور دارم همش دل هور دارم بیغرارم فراموش میکنم چیزی نمیگم هنوز دیر نشده برگر کنارم با تمن تو ازیز تر از چشامی تو تبیر تموم روی آمی دلم میخواد همیشه با تو باشم بزار دوباره هسکنم به آمی بزار دوباره هسکنم به آمی بزار دوباره هسکنم به آمی ای وای ای وای ای وای از دوری آی satisfy طا که باید کنم صبوری آی ای وای ای وای ای وای ای وای از دوری های وای تا چی باید کلم سفوری های وای ای وای ای وای ای وای از دوری های وای تا چی باید کلم سفوری های وای امین، حبی بی امین، حبی بی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.