متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته میشود.
تو که سرمست و پریشانی و شوریده سری
بکن از کلبه ی ویرانه ی ما هم گذری
بزن ای عاشق دیوانه به دیوانه سری
به خدا از من دیـوانه تو دیوانه تری
صنما زلف پریشان تو را شانه منم
همه شب مست و پریشان در میخانه منم
همه داند که در این شهر دیوانه منم
که منم شهره به شیدایی و بیدادگری
به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری
به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری
نگرانم صنــما سیر جانم نکنی
نگرانم که فدای دگرانم نکنی
نگرانم که تو رسـوای جهانم نکنی
نگـر افتاده ز عشق تو به جانم شرری
به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری
به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری
صنما کشـتی دل را به گل انداخته ام
صنما با خم ابــروی کجت ساخته ام
من دیوانه از آن رو به تو دل باخته ام
که تو هم همچو من از خویـش نداری خبری
به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری
به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.