متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته میشود.
سلام ای سرزمین مهربانم
ز تبریز سینه تو تکیه گاهم
تو گهواری یه رود مهریانی
بلندای دلایت جایگاهم
سلام ای سرزمین ای خاک خوبم
من از چشمان تو سرچشمه دارم
از اشک لاله های واژگونت
به سر کوزه به کوزه کشمه دارم
سلام ای سرزمین باستانی
تو یک تاریخ دور از مهرگانی
تو با خون سیاوش تیر آراک
منو این قرن ها شهنام خالی
کهنسالی کنارم ایستادی
که حتی سایه ابرا خم نببینی
گشاده رو شبیه دشت هایی
غمت بر جانم ایران ، ایران غم نبینی
به جان دشت های سربه زیرت
سرم بر شانه هایت سر بلند است
نوازش میشوی به دست باران
که گندم زار گیسویت کمند است
سلام ای سرزمین باستانی
تو یک تاریخ دور از مهرگانی
تو با خون سیاوش تیر آراک
منو این قرن ها شهنام خالی
کهنسالی کنارم ایستادی
که حتی سایه ابرا خم نببینی
گشاده رو شبیه دشت هایی
غمت بر جانم ایران ، ایران غم نبینی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.