متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته میشود.
موزیک
بعد هر شام
سحر بود ولی دیگر نیست
درد ما زود گذر بود ولی دیگر نیست
مثل کبریت تری
در دل گندم زارم
در سرم فکر خطر بود
ولی دیگر نیست
شیر پیر قفسم
بی خبر از بیشه ی خویش
چشم من خیره به در بود
ولی دیگر نیست
عشق آموخت مرا
طور دگر خندیدن
عشق هم طور دگر بود
ولی دیگر نیست
موزیک
جنگلی بودم و خشکی
جگرم را سوزاند
ترسم از زخم تبر بود
ولی دیگر نیست
خواستم پر بزنم
سنگ مرا پرپر کرد
اندکی شوق سفر بود
ولی دیگر نیست
آه از این درد که هر بار
زمین میخوردم
دست او بال و پرم بود
ولی دیگر نیست
شیر پیر قفسم
بی خبر از بیشه ی خویش
چشم من خیره به در بود
ولی دیگر نیست
عشق آموخت مرا
طور دگر خندیدن
عشق من در بغلم بود
ولی دیگر نیست
موزیک
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.