فقط اعضای سایت می توانند امتیاز ثبت کنند.
ثبت شد ✓
متن آهنگ پریشانی از
علیرضا قربانی
متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته میشود.
در حال بارگذاری زمانبندی متن...
روز گار من و مویش به پریشانی رفت
یک شب آرام رسید یک شب بارانی رفت
یک شب آمد من مجنون به جنون افتادم
دل دیوان خود را به نگاهش دادم
روز گار من و مویش به پریشانی رفت
چش بستم دل مجنون په لیلا برگشت
چش بستم که دلم سمت تماشا برگشت
زلفه ی خاطر درباد پریشان می رفت
دل دیوان پیش دست به دامان می رفت
می روام گریکنم بازدم می رو در خود
می روام گریکنم کوه قمی را در خود
می روام باز میانم همه رفتنا
باز هم می روام از شهر تو اما تنها
از شهر تو اما تنها
از شهر تو اما تنها
از شهر تو اما تنها
داغ فرهات به دل دارم و دل دارم نیست
دل گرفتار همان دل که گرفتارم نیست
یک نظر دیدم و یک عمر په یک نظرم
من دیوان به زنجیر تو دیوانتم
می روام گریکنم بازدم می رو در خود
می روام گریکنم کوه قمی را در خود
می روام باز میانم همه رفتنا
باز هم می روام از شهر تو اما تنها
می روام گریکنم بازدم می رو در خود
می روام گریکنم کوه قمی را در خود
می روام باز میانم همه رفتنا
باز هم می روام از شهر تو اما تنها
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهید!
برای ثبت نظر وارد شوید
فقط کاربران ثبتنام کرده میتوانند نظر ثبت کنند.