آهنگ اتاق + بیکلام از امیر عباس گلاب

آهنگ  اتاق + بیکلام از  امیر عباس گلاب

آهنگ اتاق + بیکلام

امیر عباس گلاب

در حال پخش: آهنگ اصلی
دانلود آهنگ اصلی
تعداد پخش : 0 تعداد دانلود : 7
امتیاز آهنگ: 0.00 / 5 (0 رای)
فقط اعضای سایت می توانند امتیاز ثبت کنند. ثبت شد ✓

متن آهنگ اتاق + بیکلام از امیر عباس گلاب

متن زیر با پخش آهنگ، خط به خط برجسته می‌شود.

در حال بارگذاری زمان‌بندی متن...

نقشه یک مرده مرده در فالت توی فنجانه منده بر نیزم خطب کشت دوره مرده دیگر را غهبت را دوباره میریزم زندگی از دروغ تا سگند خست از زیرو روی رو در رو دیر صورت هزارها صورت خست از شهرهای تو در تو چشم بستی می تخت طاووسم در اتاقی کشا من بودم مرد طاوانه اشتباه اتباه آخرین اشتباه من بودم چشم وا کردم از تو بنویستم لای درباز و باد می آومد از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آومد مفت همبوس هم نمیرزد وای از این اشخای دوزاری هی فرار از تو سوی خود رفتن آخ از این مرد های اجباری مثل ماهی معلق از گلاب زیر بار اولاغ ها مردن بر چلیپای تخت ها مسلو با خودت در اتاق ها مردن زندگی از دروغ تا سوگند خست از زیر روگ رو در رو زیر صورت هزارها صورت خست از چهر های تو در تو بیگونا از چکنجها زخمی پشته هم اتحام ها خوردن حق حق از درد و علکن از گفتن انتهای کلام را خوردن قرغدر موجهای پیشامت گوشه گوشهای دور از من پشته سکان خدا نشستن ما باز همنا خدا پرستیدن دل به دریای هرچه باد آباد قایگم را به باد ها دادن ناغ و زیر از گریز از مندن توگی شیب مسیر افتادن بادبان پاره ارشه بیس و کن قایگم رفت و قبل ساهل مرد پی کرش داشت وقت جان کندن روی گلها تلا و تلا و میخورد دستم از هرچه هست کوتا هست از جهان قایگی به گل دارن بشنوی شاه گوش ماهی ها دل اگر نیست درد و دل دارن چشم وا کردم از تو بنویزم لاغی درباز و باد می آمد از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آمد بازبان با نگاه با رفتن زخم جو زخم های کاری نیست پای گربود پای رفتن بود دست اگر هست دست یاری نیست از کمرگاه چلها رفتند از پی تیرها نباید گشت چشم بردارلی رضا بس کن از کمان رفته بر نه خواهد گشت آسمان هیچ سربلندی بود از سعودی که نیست افتادم لاقل با تو بال وا کردم زندگی را اگر هدر دادم استخانه وفا به دندان زوز از زوز مثل سک مردم زندگی چوب لای چرخم کرد پشت پا پشت استخان خورده لاشه ی باد کردهی بود آمد از روبه رو ولی نشناخد صورتی را که دوستش میداشد چهر چرخند و توف زمین انداخد این منم مرد تا همین دیروز مرد پابند آرزوهایت مرد یک عمر گودکی کردن لابلای بلند موهایت خاطرت هست روزگارم را جایگاه مقدسی بودن وزن یک اشخ روی دوشم بود من برای خودم کسی بودن من برای خودم کسی هستن دور و برخورد اشخ همکم نیست آنکه دل از تو بود هرکس هست بند انگشت کوچک هم هم نیست می شد از وردهای کولیها باد و آف و قسم تلسمت کرد می شدن سیب صرخ جادور را از تو پنهان و با تو قسمت کرد می شد از خود بگیر اما زور بازو به دست هایم نیست می شد از رفتنت گذشته ما جان در اندازهای پایم نیست زندگی سرد بود اما خوب خانه و سخف و سایه هم بود گهگو داری نوشته ای چیزی از قلم دست مایه هم بود زندگی سرد بود اما اشخ می توان استکار گرباشد می توان قود برا جهنم کرد پای دل درمیانه گرباشد خواب دیدم که شعر و شاعرا هر دورا در اذاب می خواهی از تآبیر خواب ها پیداست خانه امرا خراب می خواهی خانه امرا خراب می خواهی دست در دست دیگری برگرد دست در دست دیگری برگرد خانه امره خراب خوی کرد دیگر ای داغ دل چه میخواهی از شنین مرد زیر آواری رچ و از این درخت افتاده می توانی که دست بردارید لحن آن بوسه های نا کردست بیت ها را جدا جدا کردست گفته بودی همیشه خواهی ماند سنگ بارید شیشه خواهی ماند گفته بودی ترک نخواهی خورد دین و دل از کسی نخواهی برد گفته بودی عروس فردایی با جهانم کنار می آیی گفته بودی دو چار باید بود مرد این روزگار باید بود گفته بودی بهار در را هست ماه باران سبار در را هست گفته بودی ولی نشد انگار دست از این کوده کارها بردار گفته بودی هم نفاغ می افتاد اتفاق اتفاق می افتاد گفته بودم شکست خواه هم خورد از تو هم زربش هست خواه هم خورد گفته بودم در اوجه ویرانی از من و خانه رو به گردانی هرچه بود و نبود خواه هد مرد مرد این قصه زود خواه هد مرد ماجره، زخم و داستان ها درد نازنین پیچ قصه را برگرد نازنین قصه ها خطر دارند نقش ها نقش زیر سر دارند نازنین را و چاه را گفتند آخر اشتباه را گفتند گفتمم ما اقب اقب رفتی شب شنیدی و نیم شب رفتی دیدی آخر نفاغ هم افتاد اتفاق از اتاق هم افتاد از اتاقی که باز تنها ماند پرکشیدی و لای در وا ماند چشم وا کردم از تو بنویسن لای در باز و باد می آمد از مصیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آمد باد و آهای پشت در پشتم باید این درد مختصر می شد حرف هارا به کوه می گفتم قلبش از موم نرمتر می شد بین این ماه های هر جایی ماه من در محاق می افدد قصه در خانه پیش می آید اتفاق از اتاق می افدد در اتاقی که پیش از اینها در سرت فکر و ذکر رفتن داشت در اتاقی که روی کاشی هاش پشت پا حات آرزو می کاشت لاج دیوار ها چروکیدن در نمایی که تنگ تر می شد هرچه این دور بین جلو می رفت مرگ من هم قشنگ تر می شد خارج از قسمتی که من باشم در اتاقی که زرب در مردم نان از این صفر دور خواهد شد ده طرف داز و یک طرف گندوم نقشه یک مرد مرد در فالت توی فنجان مانده بر میزم خطب کشتور مرد دیگر را در اتاقی که شاہ من بودم مرد طاوان اشتباهت باش آخرین اشتباه من بودم درد سرهای ما تفاوض داشت من سرم گرم پای بستن بود لکه از اشتباه من بودم من سرم گرم پای بستن بود لخشها می کشید چشمانت چشمها و چشم دل شکستن بود در نگاهت اتاق زندان است این طرف صفرهای اجباری آن طرف در بساط خود خوردن هر طرف حکم دیگر آزاری قوت وردر سیاه شب بودن صبح فردای آنچرا دیدن در خیالم نرفته برمیگشت هم تو را هم مرا نبخشیدن جای پاهای خیس از همام تا اتاقی که رفتن اترا رفت یک قدم مانده بود تا برگرد یک قدم مانده تا تن اترا رفت چشم وا کردم از تو به نویسم لای درباز و باد می آمد از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آمد رفته ای کول پشتیت هم نیست رفتی اما اتاق پا برجاست گیرم از یاد هر دومان هم رفت خاطرات چراق پا برجاست شاهدان حرفهای پنحانند آن چراقی که تا سهر می سخت گوش خودرا به حرف ما می داد چشم خودرا به چشم ما می دخت لای درباز و سوز می آمد قلب ما تشف شانی از قم بود اقده ها حس و حال تخگان داشت گنج پا گرد یک تبر هم بود زیر پلکم تگرگ باران بود در اتاقم هوا که ابری شد روب آینه هرسها خوردم کینه ام سینه ی ست ابری شد روب برفی سپیت می رفتم رد پاهاد روب خون می رفت مثل گرگی که بوی آهورا اطر موهاد تا جنون می رفت با نگاهی دقیق می گشتم هی به دنبال جای پا بودم زهنه هر آنچه بود را خاندم لای جرز نشانها بودم تا نگاهی به پشت سر کردم پشت هر جای پا درخدی بود این درختان حویتم بودند من تبر انتخاب سختی بود ترسم از مرک بیشتر می شد تا تبر روی دوش شرخاندم هر درختی که زربهی می خورد زیر آوار درد می ماندن توی هر برگ هم تو هم من بود ساغه ها ساغه پای ما بودند انتبار حکم قتل ما را داشت این درختان بچای ما بودند

نظرات


هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!